X
تبلیغات
زولا

عزای سنگفرش

1396/10/13 ساعت 22:43


گرد و غباری که تا در حیاط را می گشایی

هجوم می برد به بیداری ات

هوس زمستانه ای که بی جواب به خواب می رود

چشمانی که بسته می شود

و سوزی که تا اعماق اندیشه ات را به جوش می آورد

پیچ امین الدوله ای که احوالش گرفته است

اینجا سنگفرش ها به عزا نشسته اند

 

بی ربط: امشب رفتیم بیمارستان تا خواهرم آمپولش رو تزریق کنه دقیقا یک ساعت منتظر بودیم تا یک تزریق چی خانم از راه برسد و کارمان را راه بیندازد شوهر خواهرم می گفت آدم تو خونش بمیره صد شرف داره پاشو تو این بیمارستان بگذاره.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.