X
تبلیغات
رایتل

جاده ی سیاه شب

1396/11/07 ساعت 14:33

مرد صحرای سیاه 

یک کویری که به سرمای زمان یخ بسته است

جاده زندگی اش صاف

و بدون ممتد

و امیدی که تو باشی 

مقصدش راه هزاران شب را

می کوبد و له می کند 

آن دردهای هبوطی را 

جاده اش خالی از مرغ شب است

دیگر از شاهزاده ی اسب سوار حرفی نیست

اسب ها آهنند و دل ها خالی از سکنه

برهوتی در فضا پیچیده است

مهروزی که به یغما رفته

و وجودی که سراسر ترس است

و شبان بی گوسفند

و بیابان خالی

و صدایی هم نیست

تو بگو 

امید در کجا خوابیده؟

و مسیرش به کجا ختم شده؟

تو کجایی سهراب

دل خوشی دیگر نیست

آسمان هم نیست

مهربانی هم نیست

چه کسی می شنود فریاد دل کرکس را

تو بگو چه کسی می بوید 

شبدرهای خشک را

جاده اش خالی از دریای لطافت شده است

سخت می راند

و مقصدش سیاهی شب است


نظرات (7)
1396/11/27 ساعت 10:49
بسیار زیبا بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیز محبت دارید
1396/11/16 ساعت 23:11
سلام دوست خوبه من ،
از خودمون‌که نه نمیشه فرار کرد ،
ولی‌خودمون رو می تونیم به سمت بهترین ها ببریم ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست با معرفتمون
گاهی نمیشه گاهی خودمون هیچ نقشی توی سمت و سو دادن نداریم یعنی میریم اما هر چه بریم نرسیدن که هیچ نابود میشیم گاهی انرژی هایی هستن رو آدم غلبه می کنن هر چه قدرتمند باشیم بازم تاثیر شوم خودشون رو میذارن
1396/11/16 ساعت 19:35
سلام حالت خوبه فاطمه جان یه مدته نیستی؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام صبیره جان قربونت برم
خیلی دلم میخواست باهات صحبت کنم خیلی همین الان
اصلا خوب نیستم
1396/11/10 ساعت 02:11
عکس جاده ای تاریک و تنها ...

این شعر متناسب با جاده :

من از تو راه برگشتی ندارم..
تو از من نبض دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رو دوره کردم..
تو قبلا رد پاهامو گرفتی ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قشنگ بود ممنونم ازت
1396/11/09 ساعت 22:48
چه غمگین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزی
1396/11/07 ساعت 21:17
زیبا بود.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
1396/11/07 ساعت 16:06
« پاستور » پیامبر حیات زدائی از زندگی

پاستور پدر بھداشت مدرن و بنیانگزار جنون استریل کردن جھان بجای اینکه میکروبھا را نابود کند زندگی را

نابود کرد تا میکروبھا ھم ھمراه زندگی نابود شوند . و امروزه کل جھان طبیعت شبانه روز در حال

سمپاشی و استریل شدن و واکسینه گشتن است تا ھیچ میکروبی باقی نماند تا موجب بیماری انسان

شود . غافل از اینکه با تحلیل دادن قوۀ حیات ، میکروبھا تغییر ماھیت داده و با جھش ژنتیکی قدرتمند تر

گشتند و این فقط قوۀ حیات بود که تحلیل رفت و امپراطوری میکروبھا را ممکن ساخت و بر انسان مسلط

کرد . امروزه کل بھداشت و درمان مدرن کاری جز مسموم ساختن حیات بر روی زمین ندارد و این شیطان

نبرد با زندگی مبدّل به اساس پزشکی مدرن شده است و داروسازی مدرن کاری جز تولد سموم مھلکتر

ندارد و این جنگ با حیات است به قصد ادامه حیاتی مرگبار و مسموم با مرگ تدریجی . انسانھا از کودکی

با جنون واکسینه کردن مھد کشت میکروبھا شده و میوه جات از بدو شکوفائی با انواع سموم مھلک

آبیاری می شوند . نبرد با باکتریھا اصل اول دانش پزشکی گردیده است درحالیکه باکتریھا عناصر اوّلیه

پیدایش حیات بر روی زمین ھستند . این جنگ با زندگی نامش علم پزشکی است . امروزه با انواع مواد

شیمیایی و از طریق سوزاندن و منجمد نمودن غذاھا سعی در نابودی میکروبھا دارند در حالیکه میکروبھا

در حال دگردیسی ھستند و فقط زندگی در حال انقراض می باشد و بشر مدرن سموم را بجای غذا

مصرف می کند . و این غذای اھل دوزخ است که بقول قرآن سموم و چرک و خون و فسادند که بعنوان غذا

و دوا استفاده می شوند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 206
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.